تیر04

مريم رجوی: قلب بنيادگرايی دينی در تهران می‌تپد

Categories // مصاحبه‌ها

مريم رجوی: قلب بنيادگرايی دينی در تهران می‌تپد

گفتگوي الاهرام العربيه با مريم رجوی
آنچه در سوريه می‌گذرد سرنوشتی است كه ”آخوندها” برای كشورهای منطقه طراحی كرده‌اند

مقدمه: مریم رجوی رئیس‌جمهور شورای ملی مقاومت ایران كه رهبران اپوزیسیون به او رئیس جمهور منتخب از سوی اپوزیسیون میگویند، از معدود بانوانی است كه در صحنه سیاست به‌ویژه اپوزیسیون و مقاومت كار كرده‌اند، آن هم علیه یكی از رژیمهایی كه به سركوبگرترین رژیم شناخته شده است.

مجله ” الاهرام العربی” به طور ویژه گفتگوی مفصلی با وی داشته كه در نوع خودش منحصر به فرد است...
این گفتگو كمی پیش از گردهمایی سالانه جهانی برای همبستگی با مردم ایران و با مقاومت ایران كه در اواخر ژوئن كنونی در پاریس برگزار می شود، انجام گرفته است.
هانی بدرالدین

خانم رجوی چرا چنین توجه زیادی به اعدام غلامرضا خسروی توسط رژیم ایران می‌شود؟ این اعدام به چه دلیل و چرا در این زمان انجام شد؟

مجاهد شهید غلامرضا خسروی پس از تحمل ۱۲سال اسارت و شكنجه، اعدام شد. عزم این مجاهد استوار و پایدار، نشانی از اراده مردم برای سرنگونی فاشیسم دینی حاكم و استقرار دموكراسی و حاكمیت مردمی در ایران است، از سوی دیگر نشان می‌دهد كه رژیم تا چه اندازه در مقابل مجاهدین و مقاومت ایران آسیب‌پذیر است. دژخیمان خامنه‌ای پس از حمله وحشیانه به زندانیان سیاسی بند۳۵۰ اوین، كه به بی‌آبرویی رژیم در محافل بین‌المللی تبدیل شد، تصمیم به اجرای این حكم جنایتكارانه گرفتند. آنها غلامرضا را محرك اصلی اعتراض و خیزش زندانیان بند ۳۵۰ در فروردین گذشته می‌دانستند.
اعدام غلامرضا خود نمونه‌یی است كه عدم وجود اعتدال و میانه‌روی در رژیم آخوندی را اثبات می‌كند. آخوندها مذبوحانه تلاش می‌كنند با اعدام وكشتار مجاهدین دراشرف و لیبرتی و اوین و گوهردشت و دیگر زندانها، رژیم درهم‌شكسته‌شان را برسرپا نگهدارند. اما این جنایتهای ضد بشری شعله‌های مقاومت مردم ایران را فروزانتر و سرنگونی آنها را نزدیكتر می‌كند. باید خاطر نشان كنیم كه عفو بین الملل در اطلاعیه خود كه 31 ماه مه صادر نمود، اعلام كرد حكم اعدام غلامرضا خسروی نقض «قانون بین‌الملل» وحتی نقض قوانین خود رژیم است. دستگاه قضائیه رژیم آخوندی در اطلاعیه خود اتهام او را ”محاربه از طریق تلاش موثر برای پیشبرد اهداف سازمان مجاهدین”، اطلاع رسانی به ”رسانه‌های مرتبط با سازمان مجاهدین” و «ارائه كمك مالی” وصل «برخی افراد به تشكیلات” اعلام كرد. این نشان می‌دهد كه رژیم تا چه اندازه در مقابل سازمان مجاهدین آسیب‌پذیر و شكننده است و اعدامهای فزاینده در ایران، گواه این حقیقت است كه هیچ مذاكره و معامله‌یی با این رژیم نباید حقوق بشر را تحت الشعاع قرار دهد. اتخاذ تدابیر مؤثر بین‌المللی برای توقف اعدامها و بایكوت كامل این رژیم نامشروع كه هیچ حرمتی برای كرامت انسانی و برای التزامات و قانون بین‌المللی قائل نیست، بیش ازهرزمان دیگر ضرورت دارد.
تاكید می‌كنم سران این رژیم باید به‌خاطر جنایت علیه بشریت محاكمه شوند آنها بقای حاكمیت نامشروع خود را در سركوب و شكنجه و اعدام می‌بینند. سكوت در مقابل روند فزایندهاعدامها كه در دوران روحانی ابعاد بی‌سابقه‌یی گرفته، به‌هر دلیل كه باشد نقض ارزشهای جهانشمولی است كه همه اعضای ملل متحد به آن متعهدند و شورای امنیت نگهبان آن می‌باشند.
شما دوره ریاست جمهوری حسن روحانی را با توجه به این‌كه ما به سالگرد انتخاب او نزدیك می‌شویم چگونه توصیف می‌كنید؟
روحانی كه پیوسته یك چهره امنیتی در فاشیسم دینی حاكم بوده، با ژست اعتدال تلاش كرد خود را به عنوان راه‌حلی برای بن‌بستهای متعدد رژیم به ویژه بحران حاد اقتصادی ارائه كند و با مذاكرات اتمی برای رژیم زمان بخرد. عده یی هم در غرب باور كردند كه كلید حل مشكل را پیدا كردند. اما نزدیك به یكسال بعد از روی كار آمدن روحانی، همه نشانه‌ها حاكی از آن است كه نه تنها پروژه روحانی به طور كامل شكست خورده است، بلكه حضور روحانی یك شكست برای تمامیت نظام ولایت فقیه و شخص خامنه‌ای است.
در دوران روحانی نقض حقوق بشر و سركوب در ایران افزایش یافته است. تعداد اعدامها در دوران روحانی از هر سالی در ۲۵ سال گذشته بیشتر بوده است. سركوب اجتماعی و فشار به زنان نیز هم چنان ادامه داشته است.
از سوی دیگر، سیاست رژیم در منطقه هیچ تغییری نكرده است. رژیم بیش از گذشته در سوریه و نسل‌كشی آنجا شركت دارد. دخالتهایش درعراق و حمایت از گروههای تروریستی درمنطقه بیشتر شده است و جنگ در عراق و سوریه توسط نیروی تروریستی قدس هدایت و فرماندهی می‌شود.
واقعیت این است كه روحانی طی ۳۵ سال گذشته، جزء همین رژیم و در همه جنایات آن سهیم بوده است.
دیكتاتوری دینی حاكم بر ایران، اساسا ظرفیت رفرم ندارد. بنابراین، روحانی، نه تنها راه حل رژیم نبوده و نیست بلكه با افزایش شكاف در رأس حاكمیت و اوج گرفتن دعوای جناحهای رژیم، مشكلات و بن‌بست آن را بیشتر و روند سرنگونی آن را تسریع كرده است.

شما چگونه به انقلاب ۳۰ ژوئن نگاه می‌كنید و پس از نتیجه انتخابات به مصر چه می‌گویید؟
اجازه بدهید وقایع مصر را در چارچوب بزرگتری كه تمام منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را در بر می‌گیرد نگاه كنیم: از شروع بهار عرب و سرنگونی دیكتاتورها در تونس و مصر و سپس در لیبی و یمن، یك رویارویی بزرگ شكل یافته است. یك طرف ملتهای خواهان آزادی و دموكراسی قرار دارند و طرف دیگر جبهه استبداد و بنیادگرایی با محوریت دیكتاتوری مذهبی ایران.
بهار عرب ( و هر تحولی كه متضمن آزادی و دموكراسی باشد) موجودیت ملاهای ایران را تهدید می‌كند. دیدیم كه پس از انقلاب ۲۵ ژانویه مصر، در تهران یك قیام میلیونی فوران كرد كه پایه‌های حكومت را به شدت لرزاند. بنابراین استراتژی ملاها گسترانیدن دیكتاتوری و بنیادگرایی و انحصار‌طلبی تحت نام اسلام در كل منطقه است. دموكراسی در این منطقه، كما این كه صلح در خاورمیانه، طناب دار رژیم ایران است.
آنچه پس از انقلاب ژانویه مصر، رخ داد، یعنی نزدیكی با رژیم ولایت فقیه و گسترانیدن بساط استبداد و انحصارطلبی و بنیادگرایی ملت ایران در ابعاد بسیار وسیعتری پس از انقلاب سال ۷۹ تجربه كرده و نتایج تلخ و بس خونبار آن را به چشم دیده بود كه وقتی آزادی و دموكراسی و حقوق زنان و اقلیتهای ملی و دینی تحت نام اسلام سركوب می‌شود، چه فجایع، ویرانیها، قتل‌عامها و نسل‌كشیهایی را به دنبال دارد.
بی تردید این تجربه بزرگ را ملتهای خاورمیانه و شمال آفریقا پس از انقلابهای سالهای اخیر خود مد نظر داشته‌ و از آن درسها ‌ آموخته‌اند. جای خوشبختی است كه می‌بینیم مردم مصر تن به این روند مصیبت‌بار ندادند در برابر آن قیام كردند. سی میلیون شهروند مصری كه روز ۳۰ ژوئن به خیابانها آمدند خواستشان برگرداندن مسیر تحولات مصر به خواستهای اساسی انقلاب ژانویه ۲۰۱۱ بود.
من در همان موقع در پیامی «شعله کشیدن مجدد بهار آزادی و دموکراسی عرب در مصر و پیروزی اراده مردم این کشور در برابر بنیادگرایی و نظام دینی و در برابر استقرار دیکتاتوری مشابه ایران در این کشور را به مردم مصر به ویژه زنان و جوانان و افسران ملی و میهن پرست این کشور» تبریك گفتم.
حقیقت این است این یك تحول بزرگ و بنیادین در مصر بوده و هست و تاكید می‌كنم كه آخوندهای حاکم بر ایران، نخستین بازندگان بهار بازیافته مصر در این منطقه از جهان هستند و از هیچ كاری برای در هم شكستن آن فرو گذار نمی‌كنند. از یاد نمی‌بریم كه خامنه‌ای بسیار تلاش کرد تا در راستای صدور ارتجاع، بهار آزادی در کشورهای عربی را با دجالیت تحت عنوان «بیداری اسلامی» با همان الگوی خمینی در ایران، تغییر محتوا و جهت بدهد.
ما به رأی مردم مصر احترام می‌گذاریم و از نظر ما مردم مصر با سابقه تمدنی عظیم و درخشان و با اتحاد و همبستگی كه در جریان قیامهای خود نشان داده‌اند، شایسته حكومتی آزاد و دموكراتیك هستند. ما می گوییم تضمین این آزادی و دموكراسی، خود مردم هستند پیام ما به مردم مصر این است كه برای حفاظت از دستاوردهایتان با رژیم ملاهای حاكم بر ایران كه دشمن اصلی همه ملت‌های این منطقه است، قاطعانه مرزبندی كنید.
ما برای رئیس جمهور سیسی و دولت جدید مصر در راستای گسترش آزادیهای دموكراتیك در این كشور و برآوردن آرزوهای ملت برادر ما، ملت مصر، برای دستیابی به توسعه اقتصادی پایدار و برطرف كردن فقر و عقب‌ماندگی آرزوی موفقیت می‌كنیم.
من فكر می‌كنم بزرگترین چالشی كه دولت مصر با آن روبروست و بهتر است بگویم بزرگترین مسئولیتی كه متوجه دولت مصر با توجه به شأن و جایگاهی كه در جهان اسلام و جهان عرب دارد، مقابله با بنیادگرایی دینی است كه قلب آن در تهران تحت حاكمیت ملایان می‌تپد. مصر بعد از دو انقلاب سرشار می‌تواند و باید مبتكر سیاستی در سطح منطقه باشد كه بنیادگرایی دینی و تروریسم برخاسته از آن و پدرخوانده‌اش آخوندهای حاكم بر ایران را منزوی كرده و برای همیشه از كار بیندازد. این مأموریتی است كه مردم و مقاومت ایران سه دهه است به آن اشتغال دارند و امیدوارند دولت و ملت بزرگ مصر را در این مسیر در كنار خود داشته باشند.

رئیس جمهور سابق محمد مرسی رابطه نزدیكی را با رژیم آخوندی برقرار كرده بود و از تهران دیدار كرد، كما اینكه احمدی‌نژاد از قاهره بازدید كرد... به نظر شما زیانهای نزدیكی رژیم اخوان‌المسلمین كه در مصر حكومت كرد با رژیم آخوندی چیست؟
مهمترین زیان این بود كه مانع شد كه پس از انقلاب، مصر حركت طبیعی خود در جهت آرزوهای ملت این كشور برای برقراری آزادی و دموكراسی را انجام بدهد. تفرقه‌ها و خونریزیهای تأثر انگیزی كه مصر را فرا گرفت، می‌توانست پیش نیاید؛ اگر دولت وقت به جای نزدیكی به دیكتاتوری تبهكار حاكم بر ایران، خود را از آن دور نگه می‌داشت.
دموكراسی در كشورهای این منطقه، طناب دار این رژیم است و به همین دلیل هر چه بتواند به تفرقه، آشوب، تروریسم و خونریزی در این كشورها دامن می‌زند. این است كه در امان ماندن هریك از كشورهای خاورمیانه از این بلاهای شوم در گرو فاصله گرفتن هر چه بیشتر از ملاهای ایران است.

كشورهای عربی از تروریسم و گسترش گروههای خشونت‌گرا و بنیادگرا رنج می‌برند به ویژه در مصر وسوریه و یمن ولیبی و عراق ... آیا شما اطلاعاتی از دست داشتن رژیم ایران در حمایت از این گروههای بنیادگرا و تروریست در كشورهای عربی دارید؟
در جهان امروز مقاومت ایران پیشتاز افشای سیاست صدور تروریسم و بنیادگرایی رژیم حاكم بر ایران است و از این راه توانسته مانع ریختن خونهای هر چه بیشتری از پیكر ملتهای مسلمان شود.
مقاومت ایران از سی سال پیش اولین افشا كننده طرحهای تروریستی و جنگ‌افروزانه رژیم در منطقه بود و اولین جریانی بود كه دجالگری رژیم با شعار فتح قدس ار طریق كربلا را فاش كرد و جزئیات مداخلات تروریستی رژیم در كشورهای عربی از جمله در عربستان سعودی در جریان حج در سالهای ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ فاش كرد و در سال ۲۰۰۶ اسامی ۳۲هزار تن از حقوق بگیران نیروی قدس در عراق را منتشر كردند، كسانی كه در بسیاری از جنایات و انفجار علیه بیگناهان و شهروندان بیشترین نقش را داشته‌اند.
در مورد نیاز رژیم ولایت فقیه به اشاعه بنیادگرایی و ربط آن به بقای این رژیم، جنبش مقاومت هم به روشنگری نظری دست زده، هم ساختارهای حمایت‌كننده از آن را تشریح كرده و هم مردم جهان را در ابعادی كلان از این جریان شوم كه زاییده رژیم ملاهاست، مطلع كرده است. و به خصوص این حقیقت را نشان داده كه این جریان هیچ ربطی به اسلام حقیقی و آموزه‌های پیامبر اكرم(ص) ندارد.
مقاومت ایران در دهه ۱۹۹۰ به‌طور گسترده‌یی روشن كرد كه « بنیادگرایی اسلامی» تهدید جدید جهانی است و عمده تهدیدهایی را كه امروز دامنگیر كشورهای عرب و مسلمان شده تشریح كرد و كتابی هم در این رابطه منتشر نمود. متأسفانه هشدارهای آن زمان به ندرت مورد توجه قرار گرفت.
امروز حمایت رژیم ملاها از بنیادگرایی (كه البته ساخته و پرورش‌یافته همان رژیم است) دیگر امر پوشیده‌یی نیست. نیروی قدس كه وظیفه‌اش تغذیه و هدایت همین جریان است، در حكومت آخوندی به مهم‌ترین نیرو تبدیل شده است. در قانون بودجهدولت، رسماً ردیف‌هایی را به تأمین هزینه حمایت از بنیادگرایی اختصاص داده‌اند، نهادهای متعددی برای تربیت عوامل پیش‌برنده این جریان به خصوص در قم احداث كرده‌اند كه به طور رسمی و علنی در حال فعالیت هستند.

كشورهای خلیج فارس از رژیم ایران و طمع‌ورزی نگران هستند... چه راهی برای پایان بخشیدن به این طمع‌ورزی و پایه‌گذاری روند مناسبات برادرانه بین خلق ایران و خلقهای عرب وجود دارد؟
تا آن جا كه به رژیم ملاها بر می‌گردد، از نظر ما قاطعیت و عمل مشترك در برابر رژیم ایران و خلع ید از آن در كل منطقه، تنها راه عقب راندن آن است.
تاریخ سه دهه گذشته به اندازه كافی مثال و تجربه برجا گذاشته كه هر قدر دولتهای منطقه از در تحمل و مدارا با این رژیم وارد می‌شوند، ملاها آن را به حساب ضعف می‌گذارند و بر تحریكات تروریستی و توسعه طلبانه خود می‌افزایند.
برای متوقف كردن رژیمی كه در حال گسترش فاجعه به تمام منطقه است، امروز دولتهای عربی و مسلمان باید روابط خود را با آن قطع كنند. این بسیار ضروری است كه دولتهای منطقه دفاتر و مأموران این رژیم در كشورهای خود را كه اغلب مأموران سپاه قدسند، اخراج كنند. مقاومت ایران خواهان انحلال و متلاشی‌كردن همه این شبكه‌ها و گروههای تروریستی وابسته به رژیم است كه منطقه را در آتش و خون فرو برده‌اند.
اما تا آن جا كه به دیدگاههای مقاومت ایران برای آینده بر می‌گردد، ما می‌خواهیم همه بحرانهایی كه رژیم آخوندها و قبل از آن رژیم شاه با همسایگانمان به‌خصوص كشورهای عربی به‌وجود آورده‌اند را به‌سرعت پایان بدهیم. چه با عراق، چه با سعودی و بحرین و امارات و كویت و چه با لبنان و فلسطین. به همه این مداخلات باید پایان داده شود. ما می‌توانیم و باید یك منطقه قدرتمند باشیم و این را تنها با وحدت و برادری با همسایگانمان می‌توانیم تامین كنیم. من مطمئنم كه اگر یك نظام دموكراتیك در ایران وجود داشته باشد در عرض مدت بسیار كوتاهی ما و همسایگانمان بر همه این مشكلات فائق خواهیم آمد. ما نیاز به این نداریم كه به خاك همسایگانمان و یا به منابع آنها چشم بدوزیم، ما قبل از هر چیزی به دوستی و همكاری آنها چشم دوخته‌ایم.

نظر شما در مورد آنچه در سوریه به صورت خونریزی روزانه می‌گذرد و دخالت ایران برای پیشتیبانی از رژیم بشار اسد چیست؟
وقایع سوریه یكی از دردناكترین وقایع تاریخ معاصر است. تصاویر روزانهكشتار مردم بیگناه از پیر و جوان و كودك قلب هر انسانی را به آتش می‌كشد. آنها همه توسط جنگ شومی درهم كوبیده می‌شوند كه از تهران هدایت می‌شود. نیروی تروریستی قدس، وابسته به سپاه پاسداران ملاها، به‌طور مستقیم شكنجه و اعدام و كشتار مردم سوریه و و بمباران مناطق مسكونی و پرتاب بشكه‌های انفجاری و به كارگرفتن سلاحهای شیمیایی را فرماندهی می‌كند. آخوندها، سوریه را استان سی و پنجم خود می‌دانند و به هیچ وجه حاضر به از دست دادن آن نیستند. كه البته عراق و لبنان استانهای قبلی آن هستند! آنها می‌گویند اگر استان نفت‌خیز خوزستان را از دست بدهند، رژیمشان سقوط نمی‌كند اما اگر دمشق سقوط كند تهران سقوط خواهد كرد.
باید توضیح بدهم كه تروریسم و صدور ارتجاع تحت نام اسلام كاركرد ویژه رژیم حاكم بر ایران است. یعنی، در خارج ایران خط دفاعی خود را بنا كرده‌ و از این راه اختناق داخل ایران را حفظ می‌كند. به همین دلیل اگر در سوریه شكست بخورد، حاكمیتش در تهران به خطر می‌افتد. كشتار ۲۰۰هزار نفر از مردم مظلوم سوریه و این همه آوارگی و خانه‌خرابی بهایی است كه ملاها برای حفظ حاكمیت خود به ملت سوریه تحمیل كرده‌اند.

شاهد این هستیم كه شبه نظامیان بنیادگرا اوضاع بسیار بدی در سوریه به‌وجود آورده‌اند. شما چه نظری در مورد راه توقف خونریزی در سوریه و جلوگیری از بنیادگرایی و حفاظت از یكپارچگی كشور سوریه از چندپاره شدن دارید؟
قلب بنیادگرایی و تروریسم تحت نام اسلام در تهران می‌تپد. این رژیم همزمان هم از گروههای بنیادگرای شیعی و هم از گروههای بنیادگرایی سنی حمایت می‌كند و هدفش تضعیف مبارزه مردم سوریه و ارتش آزاد این كشور برای سرنگونی بشار اسد است.
متاسفانه جامعه جهانی به‌طور عام و به‌طور خاص دولت آمریكا به عنوان بخشی از سیاست مماشات و بی‌عملی‌اش در قبال رژیم ایران، هیچ‌گاه عكس‌العمل مناسب را با جنایاتی كه در سوریه می‌گذرد نداشته است. بی‌عملی در مقابل كشتار غیرنظامیان، به‌خصوص كودكان و زنان با بمبهای شیمیایی و صحنه‌هایی كه وجدان جامعهبشری را عمیقاً جریحه‌دار كرد به‌راستی شرم‌آور است. این باعث طولانی شدن عمر رژیم اسد و باز كردن راه برای رشد بنیادگرایی شده است.
راه پایان دادن به فاجعهسوریه، خلع ید از رژیم ولایت فقیه در این كشور است. از جانب مردم و مقاومت ایران شورای امنیت ملل متحد، جامعه عرب وكنفرانس سران اسلامی وهمهكشورهای منطقه را فرا می‌خوانم كه تلاش خود را روی بیرون راندن رژیم ایران، از سوریه متمركز كنند. در این صورت، بشار اسد در مدت بسیار كوتاهی سقوط خواهد كرد.
آنچه د‌ر سوریه مجروح و مصیبت‌دیده می‌گذرد، سرنوشتی است كه ملاها برای همهكشورهای منطقه تدارك دیده‌اند. نباید كسی فكر كند وقایع سوریه فقط مربوط به سوریه است. این بلای گسترش‌یابنده‌یی است كه می‌تواند همه كشورهای این منطقه را درهم بكوبد. بنابراین لازم است كه دولتها و كشورهای منطقه در همبستگی با مقاومت مردم ایران با تمام قوا رژیم ملاها را در سوریه شكست دهند و دخالتهای ویرانگر آن در این كشور پایان بدهند.

صحبتهای زیادی در مورد وجود روابط سری رژیم آخوندی با اسرا‌ئیل وجود دارد ... آیا شما شواهد و دلایلی در این زمینه دارید؟
به گواهی تاریخ چند دهه‌اخیر، هیچ طرفی به اندازه رژیم ملاهای ایران به ملت فلسطین لطمه وارد نكرده و به آنها از پشت خنجر نزده است. مهم‌ترین مخالف و اخلالگر اصلی صلح خاورمیانه، دیكتاتوری مذهبی ایران است. در عین حال این رژیم آخوندی بود كه نیروی محرك و طراح تراژدی انقسام و تفرقه‌اندازیها در فلسطین بوده است كه خوشبختانه این روزها شاهد پایان یافتن آن به ابتكار پرزیدنت محمود عباس هستیم. خمینی و آخوندهای پیرو او بارها گفته‌اند كه برای حفظ نظام منحوس خود از همكاری و نزدیكی با هیچ طرفی رویگردان نیستند. در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰همه شاهد بودند كه رژیم ایران برای مقابله با عراق و اشغال خاك آن مخفیانه از اسراییل سلاح خریداری می‌كرد كه اسناد آن همان زمان منتشر شد.

ادامه مصاحبه در شماره بعدی الاهرام العربی منتشر می شود.

مریم رجوی

 

رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران 

[ادامه]

انتخاب زبان: English | العربية | Français

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

آرشیو سایت

آخرین توییت